تبليغاتX
farzande iran
سیاسی خبری
 وضعیت امیر یعقوبعلی در ابهام است
بعد از گذشت 12روز از دستگیری امیر یعقوبعلی،امیر هیچ تماسی با خانواده نگرفته است و با مراجعه آنان به زندان اوین مامورین اظهار داشتند که هیچ اطلاعاتی مبنی بر حضور یا عدم حضور وی در زندان نخواهند داد و هر گونه اطلاعاتی تنها با اجازه قاضی پرونده صورت خواهد گرفت و قاضی سبحانی در مقابل در خواست ملاقات خانواده گفته است امکان هیچگونه ملاقا ت و یا تماس تلفنی وجود ندارد. بنا براین خانواده همچنان در سر در گمی ودلتنگی به سر می برند چرا که نه با فرزندشان ارتباطی برقرار کردند و نه حتی جرم او را می دانند و متاسفانه از مراجع قضایی نیز پاسخ روشنی دریافت نمی کنند.
|+| نوشته شده توسط فرزند ایران در 86/05/03  |
 فعال کارگری، بختیار رحیمی، در نیمه های شب از منزل خود ربوده شد!


طبق خبرهای رسیده از شهر مریوان، بختیار رحیمی از فعالین کارگری عضو کمیته هماهنگی غرب و از اعضاء کمیته برگزار کننده یِ مراسم اول ماه مه از منزل خود ربوده شد.

این گزارشات حاکیست که عده ای ناشناس مسلح در ساعت 3 بامداد منزل این فعال کارگری را محاصره کرده و با زور اسلحه وارد منزل او گشته و آقای بختیار رحیمی را همراه با وسائل شخصی او، از قبیل کامپیوتر، سی دی ها و دوربین و ... همراه خود می برند.

اعضاء خانواده ی وی گفته اند که اشخاص رباینده، بدون هیچ توضیح و یا نشان دادن سند و یا حکمی قانونی به داخل منزل یورش آورده و پس از برخوردهای وحشیانه با اعضاء خانه و تفتیش آنجا، آقای رحیمی را همراه با وسایل مذکوربا خود می برند.

از اینکه این اشخاص چه کسانی بوده و مربوط به چه ارگانی می باشند و همچنین از اینکه آقای بختیار رحیمی را به کجا برده اند، هیچ اطلاعی موجود نمی باشد.

|+| نوشته شده توسط فرزند ایران در 86/05/03  |
 شادي صدر به دادسراي انقلاب احضار شد

آسمان دیلی نیوز

 شادي صدر ، فعال زنان و وكيل دادگستري صبح روز دوشنبه اول مرداد ماه با احضاريه كتبي به دادسراي انقلاب  فراخوانده شد.
در احضاريه صدر، كه از سوي دفتر دادياري ويژه امنيت دادسراي انقلاب صادر شده ، مطلب " اگر وكيل انتخاب نموده ايد، معرفي نماييد و اگر كسي را به عنوان شهود داريد، قبل از موعد مقرر معرفي كنيد،"، خط خورده است.
همچنين در اين احضاريه سه روز مهلت براي معرفي به دادسرا داده شده است. دو روز پيش،  محبوبه عباسقلي زاده نيز به همين معاونت احضار شده بود.
شادي صدر و محبوبه عباسقلي زاده دو تن از فعالان جنبش زنان هستند كه در روز 13 اسفند به همراه 31 تن ديگر از فعالان اين جنبش بازداشت شدند و پس از آزادي 31 نفر ديگر، 16 روز در بند 209 زندان اوين بازداشت بودند.
شادي صدر مدير و موسس موسسه "راه توانمند زيستن" (راهي) بود كه در زمان زنداني بودن وي، پلمپ شد و هنوز اجازه فعاليت دوباره پيدا نكرده است. صدر به همراه عده اي از وكلاي همكارش ،مسووليت رسيدگي حقوقي به پرونده زنان آسيب ديده اجتماعي را كه توان مالي دفاع حقوقي از خود را نداشتند ، به  طور رايگان و با حمايت مالي يك موسسه غير دولتي هلندي به عهده گرفته بود.
وي بارها درباره نوع فعاليتش در اين موسسه ، اهداف و فعاليتها به صورت كتبي ، شفاهي و نيز در رسانه ها توضيح داده است. در طول يك سال فعاليت موسسه راهي، نزديك به 1000 زن بي پناه، توانستند از مشاوره رايگان حقوقي بهره مند شوند يا با داشتن وكيل از خود در محاکم قضايي دفاع كنند

|+| نوشته شده توسط فرزند ایران در 86/05/03  |
 ماشين سلاخی رژيم و اعدام های گروهی
وب سایت روئشنگری : *رژيم ساکت است که اتهامات منتسب به 16 اعدامی و 17 نفری که در ليست اعدام قرار دارند در کدام دادگاه علنی به اثبات رسيده است؟ دفاعيات وکلای دستگير شدگان کجاست؟ وکلای اين اعداميان چه کسانی بوده اند؟ آيا آنها اصلا از وکيل برخوردار بوده اند؟ يا اين که گروهی از دستگيرشدگان را دست چين کرده و به سرعت سلاخی کرده اند تا وحشت و ارعاب در جامعه حاکم کنند؟

اعدام های اخير در تهران از دو جهت نمايش اوج توحش و سلاخی گری دستگاه قضايی رژيم بود: از نظر محتوای اين جنايت شنيع و از نظر نحوه اعلام و اهداف ضد بشری مرتبط با آن.
ادعای دادستان دژخيم تهران و متهم به قتل زهرا کاظمی, يعنی مرتضوی آن است که اعدام شدگان افراد جنايتکار و فاسدی بوده اند. ليستی از فهرست تبه کاری های آنها داده اند که در آن ليست قاچاق و تجاوز جنسی و شرارت و باجگيری و قتل رديف شده است. ولی ساکت اند که اين اتهامات در کدام دادگاه علنی به اثبات رسيده است؟ کيفرخواست 16 اعدام شده و 17 تن ديگر که قرار است اعدام شوند اگر در چند جمله به شکل انبوه اتهامات وارده به دستگير شدگان روشن است, دفاعيات وکلای دستگير شدگان کجاست؟ وکلای اين اعداميان چه کسانی بوده اند؟ اصلا آيا آنها از وکيل برخوردار بوده اند؟ يا اين که گروهی از دستگيرشدگان را دست چين کرده و به سرعت سلاخی کرده اند تا وحشت و ارعاب در جامعه حاکم کنند؟ اين چه عدالتی است که با حمله شبانه نيروهای امنيتی و انتظامی صدها نفر را دستگير کنند و بعد به فاصله يک ماه تعدادی از آنها را حلق آويز کنند؟ اين شهروندان اگر به ادعای دستگاهی که خود آشيانه مشتی جانی, فاسد, تبهکار و متجاوز است مجرم بوده اند, مگر مجرم بودن دليلی برای نداشتن حق دفاع از خويش است؟ آيا هر کس که رژيم ادعا کرد مجرم است و فهرست تبهکاری برايش ارائه داد بايد به نام تامين امنيت اجتماعی بسرعت حلق آويز شود؟
امنيتی های رژيم برای دفاع از سلاخی هايشان با لحنی حق به جانب از مدافعان حقوق بشر می پرسند که اگر اعدام شدگان به افراد خانواده طرفداران حقوق بشر تجاوز می کردند, آنها آيا همچنان از حقوق آنها دفاع می کردند؟
افکار طالبانی به آنها اجازه درک اين واقعيت ساده را نمی دهد که اولا هيچ اتهامی تا زمانی که در دادگاهی صالحه با حضور وکلای مستقل و آزاد به اثبات نرسد, جرم محسوب نمی شود و اين اتهامات ابتدا بايد در دادگاه علنی به اثبات برسد, ثانيا, اعدام مرتکبان به تجاوز جنسی زمينه وقوع تجاوز را از بين نمی برد. هم در جوامعی که در آنها برای تجاوز جنسی حکم اعدام صادر می شود, هم در جوامعی که چنين احکامی صادر نمی شود, تجاوز جنسی اتفاق می افتد و اتفاقا همه می دانند که هر چه بحران اجتماعی در يک جامعه وخيم تر باشد, هر چه فقر و بيکاری گسترده تر و تهيه امکانات اوليه يک زندگی ساده برای جوانان در سن ازدواج دشوارتر باشد؛ هر چه قوانين و مقررات برای ارتباط آزادانه دختران و پسران شديدتر و غيرانسانی تر و واپس مانده تر باشد, هر چه بنياد خانواده ها در اثر سياست های اقتصادی نئوليبرال و شکاف عميق طبقاتی ناشی از آن, از هم گسيخته تر باشد زمينه وقوع جناياتی از قبيل تجاوز جنسی نيز مساعدتر است. اعدام قتل دولتی برای پاک کردن صورت مساله در شرايطی است که همه عوامل و زمينه های بازتوليد آن از همه منافذ و مجازی نظم واپس گرای حاکم بر جامعه ايران بيرون می زند.
می گويند اعدام شده گان "اوباش" بوده اند. بدمستی می کرده اند! عربده می کشيده اند! باج می گرفته اند! و از خود نمی پرسند که علت رواج پديده اوباشی گری که به طور عمده هم در محلات فقيرنشين و در حاشيه ها بروز می کند چيست؟ وقتی صاحبان قدرت و گردانندگان حکومت به اعتراف خودشان به بيت المال "شلينگ هشت اينچی" وصل کرده اند و هست و نيست ملت را به يغما برده اند, بخش های وسيعی از جمعيت محروم به شکل توده تهيدستان در حاشيه شهرهای بزرگ ايجاد می شوند که عمده آنها هيچ راهی به بازار کار و اشتغال ندارند. در چنين شرايطی بديهی است که گروههايی به اعتياد, طفيلی گری, اوباشی و انواع ناهنجاری های اجتماعی رو می آورند. حلق آويز کردن آنها تا زمانی که منشا بازتوليد آنها يعنی حکومتی واپس گرا و غارتگر بر سر جای خود باقی است, و "شلينگ ها" همچنان وصل است هيچ کمکی به تامين امنيت اجتماعی نمی کند, برعکس خوی انتقام جويی و وحشی گری را در جامعه تقويت می کند و نياز به تبحر و مهارت بيشتر در ارتکاب جرم و جنايت برای فرار از دستگيری و اعدام را در ميان بزه کاران بالا می برد.
آيا اين همه اعدام در سال های اخير در ايران وضع امنيت اجتماعی را بهبود داده است؟ آيا اعدام معتادان از ميزان بزه کاری های مرتبط با اعتياد کاسته است؟ آيا وحشت از حلق آويز شدن و مرگ که جوهر ديدگاه بنيادگرايانه رژيم در مورد رابطه جرايم و امنيت اجتماعی است, می تواند سبب شود که يک معتاد از کيف قاپی و بالا رفتن از ديوار همسايه خودداری کند؟ همسر و فرزندش را کتک نزند و يا برای تامين پول موادش آنها را نفروشد؟ يا مرتکب قتل نشود؟ و اگر نمی تواند که نمی تواند, اعدام او چه دردی از امنيت اجتماعی دوا می کند؟
تبهکاری و جنايت معلول گسترش انفجاری آسيب های اجتماعی در ايران است, علت اصلی گسترش اين آسيب ها نيز رژيم فاسد و غارتگر جمهوری اسلامی است؛ رژيمی که به جای ايجاد اشتغال برای محرومان, تباه شده گان فقر را به دست دژخيمان خونخوار و طالبان صفتی چون مرتضوی در ملا عام به دار می کشد تا اقتدار خود را نشان دهد. دستگاه قضايی جمهوری اسلامی عملا به روش های طالبانی و محاکم قضايی اسلامی در سومالی رو آورده است. از آنجا که رژيم در حل بحران اجتماعی و مهار آسيب ها به عنوان منبع توليد جرم و بزه کاری ناتوان و خود عامل و مسبب اصلی گسترش آنهاست, دستگاه سلاخی خود را صيقل داده است تا با ايجاد وحشت و ارعاب جلوی انفجار آسيب ها و ناامنی اجتماعی ناشی از آن را بگيرد.
در مقابل اعدام گروهی اخير نمی توان سکوت کرد و بايد صدای اعتراض خود را بلند کرد. جرايم منتسبه به اعداميان, سلاخی آنها را و سکوت در برابر اين سلاخی را توجيه نمی کند.
رژيم های سرکوبگر و فاسد هر زمان که در تنگنا می افتند و زمين زيرپای خود را لرزان می بينند؛ هر زمان که می خواهند اعدام های گروهی و علنی را جا بياندازند, و حساسيت اجتماعی نسبت به اين گونه سلاخی ها را کاهش دهند, به سراغ تباه شده ترين تباه شده گان محروم از هر گونه توجه و حمايت داخلی و حتی به سراغ تبهکاران منفور می روند. وقتی جا انداختند که می توان افراد را گرفت و با بستن مشتی اتهام به سرعت و بدون محاکمه علنی و با اعتراف گيری زير مشت و لگد و باتوم و فحش و ناسزا بسرعت حلق آويز کرد, دست شان بازتر است تا در دفتر کار وکلای مستقل نيز شيشه شراب و مجلات پورنو "کشف کنند" و صدای اين "مزاحمان" را ببرند. دفاع از حق و عدالت را نبايد فقط در مورد شهروندان بی گناه خواست, اتفاقا شهروندان مجرم بيشتر از همه به حمايت قانونی و تضمين رفتار عادلانه برای متناسب بودن مجازات ها با جرم انتصابی شان نيازمند هستند.
همچنان که دفاع از حقوق شهروندی هيچ انسانی به معنای دفاع از اعتقادات وی نيست, و افراد صرفنظر از ديدگاههای سياسی و اعتقادات شان بايد از کليه حقوق انسانی و بويژه آزادی عقيده و بيان و تجمع و اجتماعات و تحزب برخوردار باشند, دفاع از محاکمه عادلانه, علنی و مبتنی بر موازين حقوق بشر در حق متهمان به بزه کاری و اوباشی گری و تجاوز جنسی نيز به معنای تاييد و پذيرش رفتارهای ناهنجار و ضد اجتماعی آنان نخواهد بود. خودداری از محکوميت صريح رفتار جنايتکارانه دژخيمان دستگاه قضايی در حق جنايتکاران, و پناه بردن به حسابگری هايی از اين دست که گويا دفاع از حق شهروندی اين لايه دردسر آفرين خواهد بود, درست همان چيزی است که جلادان و آدمکشان رژيم روی آن حساب باز کرده اند. آنها خود هميشه در زمينه حقوق بشر به همين شيوه رفتار کرده اند. با مردم ايران و حق شهروندی آنها هر زمان که موقعيت خود را در خطر ديدند, بدتر از رژيم اسراييل در حق فلسطينيان رفتار کردند و همزمان برای بهره برداری ابزاری از مظلوميت فلسطينی ها فغان برداشتند. در همان حال که زندانی سياسی را در اوين زير شکنجه زجرکش کردند, عليه شکنجه در گوانتانامو و ابوغريب گرد و خاک کردند.
در برابر اين برخورد کاسبکارانه با حقوق بشر که البته فقط مختص جمهوری اسلامی هم نيست و به يک بيماری مسری در ميان دولت های مختلف تبديل شده است که حقوق بشر را به ابزار اعمال فشار سياسی و امتيازگيری و باج خواهی تيديل کرده اند, بايد توانست از حق انسانی همه انسان ها بدور از هر گونه کاسبکاری قاطع و همه جانبه دفاع کرد. هر چقدر صدای قربانيان ضعيف تر و دايره حمايت از حق برخورد انسانی و مبتنی بر موازين حقوق بشر با آنها کوچک تر و ناچيزتر, به همان اندازه اعتراض و انتقاد و روشنگری هم صريح تر, جسورانه تر و رساتر.

|+| نوشته شده توسط فرزند ایران در 86/05/03  |
  اغاز به کار دوباره تنها نمایشگاه دائمی کتاب این بار با جنگل...!
با خبر شدیم انتشارت جنگل که یکی از بزرگترین انتشارات چاپ کتابهای زبان انگلیسی است و درحدود سه سال پیش کار خود را در زمینه چاپ کتابهای دانشگاهی با رشته حقوق آغاز کرد ه حال گردانندگی نمایشگاه دائمی کتابهای حقوقی معاونت آموزشی دادگستری را بر عهده گرفته است .حدود یک ماه پیش این انتشارات از سوی وبلاگ های دانشجویی بخاطر فروش کتابهای زبان با کیفیت بالا و تخیف 50% مورد تحسین قرار گرفته بود . و چند روز پیش نیز چند وبلاگ دانشجویی از بر عهده گرفتن گرداننگی تنها نمایشگاه دائمی کتابهای حقوقی توسط این انتشارات ابراز خرسندی کرده بودند و تنها دلیل آن به نمایش در آوردن بیشتر کتابهای حقوقی چاپ شده در کشور بود. در این نمایشگاه مجلات حقوقی با عناوین مختلف نیز در معرض دید عموم قرار گرفته است . انتشارات جنگل نیز دریک فراخوانی از مسئولین نشریات حقوقی ، انتشارت و مؤلفین خواست در صورت تمایل به نمایش درآمدن آثارشان در نمایشگاه می توانند با روابط عمومی انتشارات تماس حاصل نمایند وبرای بازدید از نمایشگاه به آدرس تهران:انتهای خیابان سنایی نریسده به مطهری مراجعه نمایند .
همچنین کتابهای ترجمه شده حقوقی و فرهنگ لغتهای مربوط در این نمایشگاه به چشم می خورد . آراز 27/4/86
ضمناً نمایشگاه دائمی کتاب چند ماهی قبل از آغاز مجدد بصورت نیمه تعطیل بود .

 

                                     تهیه کننده خبر: آراز

|+| نوشته شده توسط فرزند ایران در 86/05/02  |
 حمایت اصلاح طلبان از فعال کارگری در سال انتخاباتی

در برخورد با جنبش های اجتماعی بطور کلی و به خصوص در شرایط فعلی جامعه ایران دو رویکرد ظاهراً یکسان، اما باطناً متضاد وجود دارد:

رویکرد اول، حمایت بدون قید و شرط از کلیه یِ تحرکات و اعتراضات این جنبش هاست که هدف آن هر چه قدرتمند تر کردن نهادهای مردمی- کارگری در مقابل سازماندهی ِ حکومتی و فرا حکومتی سرمایه داران است، تا جائیکه عملاً حق حاکمیت مردم و آزادی های دمکراتیک در شکل حکومت مستقیم مردمی به ایشان باز گردد. این رویکرد از تمامی ِ اشکال مبارزاتی و سازمانی توده ای و کارگری بدون هیچ پیش شرط و یا محدودیتی حمایت کرده و هیچ درخواستِ بخصوصی در عوض این حمایت نداشته و ندارد.

اما رویکرد دوم،حمایتی است مشروط و محدود! مشروط بر اینکه خواسته ها و اهدافِ این جنبش ها در چارچوب نظام سرمایه داری حاکم باقی مانده و حق حاکمیت جناح های متعدد سرمایه داران را به رسمیت بشناسد و فراتر از قوانین حامی چنین نظامی نرود. همچنین، با دیدی کاسبکارانه، حمایت خود را در عوض گرفتن امتیازاتی انجام می دهد.

ما و شما نوع رویکرد اول را همه روزه در صفحات این سایت ملاحظه کرده ایم.روزی نیست که ده ها اعلامیه و اطلاعیه و فراخوان از طرف انواع تشکلات و گروه های مردمی، انقلابی، طرفداران آزادی های دمکراتیک و باورمندان به حق حاکمیت مردم و الوویت حق دمکراتیک مردمی به حقوق تحمیل شده یِ حکومتی، صادر نشده باشد، که همگی نشاندهنده یِ فعالیت ها و اقدامات مستقیم مردم در این نهادهاست. ایشان نه تنها حمایت لفظی خود را اعلام می کنند، بلکه اقدامات مستقیم اعتراضی و اعمال فشارهای مستقیم و غیر مستقیم خود را نیز گزارش می دهند. و در مقابل نه تنها طلب امتیازی نمی کنند، بلکه آماده اند برای حمایت های عملی خود از دیگر جنبش های اجتماعی از امتیازات و آزادی های خود هزینه کنند. نمونه یِ بارز، زنده و جاریِ چنین حمایتی بازداشت و از دست دادن آزادی امیر یعقوبعلی بخاطر حقوق برابر زنان و مردان است. نمونه ای که منحصر به فرد نبوده و بصورت روزانه از طرف فرزندان خلف مردم و طبقه کارگر به نمایش گذاشته می شود.

آنچه در بالا ذکر کردیم به این علت است که رفیقی از سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی، نمونه ای از رویکرد دوم را برای ما ارسال داشته است که ما تصمیم گرفتیم به احترام و علاقه ای که نسبت به ایشان و مبارزات شان داریم، بر خلاف سیاست کلی این سایت، آن را منتشر سازیم. البته بغیر از این رفیق، رفقای دیگری از تشکلات مختلف کارگری و مردمی از طریق پیام های اس ام اس و ایمیل توجه ما را به این اقدام جلب کرده بودند. اما واقعاً چرا چنین اقدامی در میان صدها اقدام مشابه به چنین میزانی نظراتِ رفقا را به خود جلب کرده است؟ پاسخ به این سوأل سخت نیست. جواب اینست که چنین اقدامی بسیار نادر است. این حضرات تا جایی که مجبور نباشند، دست به چنین اقداماتی نمی زنند. چرا که حمایت از دشمن در مقابل جناحی از "خودی" هایشان است. اما چه اجباری باعث گشته که جناحی از اصلاح طلبان حکومتی، تنها با درج خبری در یکی از روزنامه های خود که افشا کننده یِ شیوه های سرکوب حکومتی است، دست به چنین "حمایت(!)" نادری بزنند؟ پاسخ به این سوأل نیز چندان دشوار نمی باشد، اگر که بخاطر آوریم امسال و سال آینده، سال انتخاباتِ مجلس هشتم و دوره یِ دهم ریاست جمهوری است و این حضرات که پس از 8 سال حکومت، دو سه سالی است که از پُست های کلیدی و پر منفعت حکومتی دور مانده اند نیاز به رأی همان مردمی دارند که در طول حکومت خود، با دستی باز به شدیدترین وجهی سرکوبشان کرده بودند. وقایع دهشتناک تابستان 1367، قتل های زنجیره ای یک دهه یِ بعد، زندانی کردن روشنفکران و دانشجویان و معلمان و فعالین کارگری - سندیکایی در زمان حکومت این عالیجنابان خاکستری و سرخپوش و ... اتفاق افتاد.

آری! رویکرد دوم به جنبش های اجتماعی، رویکردی مشروط، محدود و کاسبکارانه ای است که نمونه یِ بارز آن درج خبر ربایش و بازداشت "غیرقانونی(!)" منصور اسالو، رییس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی در روزنامه "اعتماد ملی"متعلق به جناح آقای کروبی است که جدیداً تحرکاتی را آغاز نموده تا در عوض حمایت و آرای فعالین جنبش های اجتماعی از جناح خود در انتخابات آتی خبرهایی را درصفحات میانی و کم خواننده یِ 13 از این جنبش ها منتشر نماید. چه تأسف بار است اگر که عده ای رأی و اعتبار اجتماعی خود را به چنین قیمت ناچیزی بفروشند!

|+| نوشته شده توسط فرزند ایران در 86/04/27  |
 بيانيه جمعى از مردان برابرى خواه مدافع حقوق زنان درباره بازداشت امير يعقوبعلى

به دنبال تشديد برخوردهاى غيرقانونى با کنشگران جنبش هاى اجتماعي، امير يعقوبعلى از فعالان کمپين يک ميليون امضاء، روز چهارشنبه (20 تيرماه 1386) حين جمع آورى امضاء براى تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان، در پارک انديشه تهران بازداشت شد. پس از چهار روز پيگيرى خانواده و وکلاء درباره وضعيت ايشان، سرانجام در کمال ناباورى به دستور قاضى سبحاني، امير يعقوبعلى به بند 209 زندان اوين منتقل شد. صدور حکم بازداشت و انتقال ايشان به بند ويژه وزارت اطلاعات در حالى است که در موارد مشابه پيشين، بازداشت شدگان عموماً به قيد کفالت يا وثيقه آزاد مى شدند. چنين به نظر مى رسد که اينگونه برخودهاى امنيتي، که در حال تبديل شدن به رويه اى قضايى است، نتيجه اى جز متشنج ساختن فضاى عمومى جامعه ندارد.

جمع آورى امضاء از طريق تعامل ,چهره به چهره, با مردم، يکى از مسالمت آميز ترين روش هاى تغيير اجتماعى است؛ با اين وجود جريانات تندرويى هستند که حتى تاب تحمل کوچکترين اعتراضى را ندارند. آنها به هر طريقِ غير انسانى تلاش مى کنند که کنش هاى اجتماعي، مسالمت آميز و قانونى فعالان کمپين يک ميليون امضاء و همچنين ساير کنشگران جنبش هاى اجتماعى را توطئه آميز و براندازانه جلوه داده تا از اين طريق بهانه اى براى برخوردهاى غيرقانونى و خشونت آميز خود داشته باشند.

ريشه هاى پنهان اين برخوردها، نشات گرفته از مناسبات و فرهنگ مردسالارانه اى است که کنشگران کمپين يک ميليون امضاء، همراه مردانى که در اين راه گام نهاده اند، تغيير آنها را نشانه رفته اند. در واقع، واکنش هاى خشونت آميز و برخوردهاى غيرقانونى اخير نتيجه هراس ,دولت – مردان, از چنين جنبشى است. جنبشى که اينبار نه تنها زنان، که مردانى آگاه به حقوق انسانى را نيز جذب خود ساخته است. اما، فهم اين برابرى خواهى جنسيتى براى بيشتر ,دولت – مردان, سخت دشوار است. آنها چنان به منافع نظام مردسالار موجود وابسته هستند که مشاهده مردانى که قصد تغيير اين مناسبات را دارند، برايشان نامفهوم است. آيا اينکه دفاع از حقوق زنان را محدود به خود زنان کنيم ناديده انگاشتن انسانيت نيست؟ آيا براى احقاق حقوق سياهان تنها سياهان مجاز به فعاليت اند؟ آيا بر اساس اين استدلال، انسانى است که نسبت به ظلمى که بر ديگر مردم جهان (بطور مثال ملت فلسطين) مى رود، بى تفاوت باشيم؟

بايد اذعان داشت، چنين برخوردهايى با جنبش هاى اجتماعي، نه تنها مانع از پيشروى و گسترش آنها نمى شود؛ بلکه کاملاً برعکس، کنشگران اين جنبش ها را به حقانيت مسيرى که مى پيمايند بيشتر معتقد مى سازد. مناسبات کهن جنسيتى که هزاران سال قدمت دارند، نتوانسته اند جنبش برابرى طلبى زنان ايران را متوقف سازند، مسلماً ,دولت – مردانى, که در آسمان طوفان زاى سياست براى مدتى کوتاه بر اريکه باد تکيه زده اند نيز، مانعى بر اين جنبش نخواهند بود. جنبش برابرى طلبى جنسيتى نيز در اين مسيرِ دشوار، درس هاى تازه اى مى آموزد و استوار تر از پيش به راه خود ادامه مى دهد.

از اين روست که امروز، امير يعقوبعلى افتخار مردان و زنانى است که برابرى جنسيتى را به عنوان هدف کنش هاى اجتماعى خود قرار داده اند. بازداشت ايشان جديت مسيرى را نشان مى دهد که زنان و مردان برابرى طلب در چارچوب برنامه کمپين در پى آن هستند. طنز بزرگى است اسارت انسانى آزاده چون امير در زندان؛ آن هم توسط زندان بانانى که خود بزرگترين اسيران عقايد مردسالارانه خويش اند.

|+| نوشته شده توسط فرزند ایران در 86/04/27  |
 زنده باد 18 تیر!

18 تیر سالگرد خیزش جوانان و مردم ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی نزدیک است. در فاصله کمتر از  یکماهی که باقی مانده است باید با تمام قوا برای برپایی هرچه وسیعتر و سراسری 18 تیر تدارک دید.

در چند سال گذشته رژیم اسلامی با برقراری حکومت نظامی در شهرها، با تعطیل دانشگاهها و خوابگاه ها کوشیده است تا به مقابله با 18 تیر برخیزد. اما امسال فرق میکند. باید فرق کند!  با توجه به آنچه که در 16 آذر و 8 مارس و اول مه و اعتصاب معلمان و اعتصابات کارگری شاهد آن بوده ایم،  میتوان و باید 18 تیری گسترده و سراسری و سوسیالیستی  برپا کرد. این طبعا به همت و کوشش تک تک ما بستگی دارد. اما امسال 18 تیر از هر زمان ضروری و مورد نیاز است.  ما همه جوانان همه مردم آزاده، بویژه دانشجویان،  کارگران، معلمان و زنان آزادیخواه را دعوت میکنیم تا در تدارک و برپایی یک هژده تیر وسیع فعالانه شرکت کنند.

 

18 تیر امسال باید پاسخی به حملات اوباشان اسلامی به زنان و جوانان و مضحکه "مبارزه با بد حجابی" گله های اسلام باشد. در 18 تیر امسال شعار لغو آپارتاید جنسی و لغو حجاب یک شعار محوری است. همه کسانی که از حجاب و آپارتاید جنسی حکومت اسلامی به تنگ آمده و هر روز با رژیم اسلامی درگیرند  در 18 تیر باید نیروی خود را متحد به میدان بیاورند.

 

18 تیر امسال باید روز متحد کردن مبارزات وقفه ناپذیر دانشجویان دانشگاه های مختلف علیه حملات وحشیانه و گسترده حکومت اسلامی به دانشجویان باشد. خواست انحلال کمتیه های انضباطی، برچیدن همه ارگانهای پلیسی در دانشگاه و آزادی فوری همه دانشجویان زندانی، در هژده تیر باید با قدرتی ده چندان در کشور طنین اندازد.

 

18 تیر باید روز فریاد آزادی محمود صالحی و همه کارگران و معلمان  در بند باشد. 18 تیر فقط روز اعتراض جوانان و یا دانشجویان نیست. روز اعتراض همه آحاد جامعه علیه حکومت اسلامی است. کارگران ستون فقرات مبارزه برای از پیش پا برداشتن جمهوری اسلامی هستند و بویژه از اول مه تا کنون مبارزه کارگران در ابعادی گسترده تر جریان داشته است. 18 تیر روزی است که اتحاد و همبستگی که اکنون در بین فعالین دانشجویی و کارگری و معلمان جریان دارد با ابعادی بمراتب وسیع تر و تاثیرگذارتر خود را نشان دهد.

 

18 تیر امسال باید همچنین خواست محوری آزادی زندانیان سیاسی را با قدرتی هرچه بیشتر مطرح کند. همه کسانی که برای آزادی زندانیان سیاسی تلاش میکنند باید 18 تیر را به روز اعتراض متحد خود تبدیل کنند.

 

18 تیر سمبل اعتراض جامعه برای رهایی از شر جمهوری اسلامی است. 18 تیر میتواند روز عمل متحد و سراسری و وسیع کارگران، معلمان، دانشجویان و زنان بر علیه رژیمی باشد که رهایی از شر آن پیش شرط تحقق خواست های مردم و هر تحول انسانی است. اکنون که جامعه بیش از پیش به چپ میچرخد و خواستها و مطالبات بخش های مختلف مردم رنگی سوسیالیستی به خود میگیرد، 18 تیر نیز از هر زمان چپ تر و رادیکال تر خواهد بود. روی دیگر این واقعیت هم این است که   18 تیر امسال تنها میتواند با اتکاء به تلاش جنبش سوسیالیستی که در جامعه عروج کرده است، با قدرت  قد بر افرازد. ما همه جوانان و مردم آزاده و بویژه دانشجویان چپ و سوسیالیست را فرا میخوانیم تا برپایی یک هژده تیر وسیع و رادیکال را فعالانه در دستور قرار دهند.

 

زنده باد 18 تیر

مرگ بر جمهوری اسلامی

|+| نوشته شده توسط فرزند ایران در 86/04/14  |
 دانش جویان خواهان آزادی کیوان انصاری

 

"درست 9 ماه پیش مهرماه  بود  و به خاطر می آورم  که  زباله های متعفن میخواستند  برای از بین بردن جنبش دانشجویی و منحل کردن تشکل دانشجویی  در سالن آمفی تاتر دانشگاه پلی تکنیک جمع شوند. ارتجاع مذهبی مجید انصاری، عضو مجمع روحانیون مبارز، محسن قمی، نماینده  سگ علی خامنه ای که خود را صاحب دار تمام دانشگاه ها می دانست و  ملای دیگر نماینده مجلس خمرگان کوشش نمودند که با فشار بر دانشجویان توسط لباس شخصی ها و بسیجیان از تریبون دانشگاه استفاده نموده و بتوانند پاکسازی دیگر از نوع انقلاب فرهنگی دوم  و آوردن اوباشان و لمپنها به دانشگاه ، کار و فعالیت اتحادیه های دانشجویی را به پایان برسانند. دانشجویان هوشیار تر از آن بودند و ترقند آنان به کار نیامد و با اعتراض عظیم دانشجویان متحد ، مجبور به رفتن به مسجد دانشگاه شدند . آنروز  دانشجویان در فضای باز دانشگاه سرود یار دبستانی را خوانده و دست به راهپیمایی زدند . سپس در مقابل در سالن  آمفی تاتر فشار آورده و خواهان رفتن به سالن بودند. و گماشته های نظام جمهوری اسلامی که به نام هراستی ها می باشند و بسیجی ها به دانشجویان حمله نموده و دانشجویان با قدرت توده ای عظیم خود آنان را به کناری زدند . پلاکارتهایی که در بیرون رفقای دانشجو در دست داشتند ، به خاطر می آورم بر روی آنها  نوشته بود " انجمن بسیجی تعطیل باید گردد " ، " دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد " و شعار های دیگر ...

سالن از وجود دانشجویان مملو گشت و جا برای سوزن انداختن موجود نبود . به خاطر دارم  سگ معروف " آیت کعبی " بر خود می لرزید و دیگران از ترس از شرکت در اجرای مراسم خود داری کردند. 

به یاد  دارم که   یکی از علل خوشه خشم دانشجویان دستگیری دکتر کیوان انصاری بود و در کنار او سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار دستگیر شدند. کیوان را مهم به "فعالیت تبلیغی بر علیه نظام و توهین به مقامات " به چهار سال و نیم حبس محکوم نمودند. درخشندی و جهاندار به 32 سال و نیم حبس با اتهامات  به حق " اقدام بر علیه سکوت قبرستان و فراخوانی برای برآوردن صدای آزادی و برهم زدن نظم چماق رهبر ، حاکمیت ترور و ربودن اپوزیسیون ، شکنجه و اعدام آنان  و غیره " محکوم گردیدند..." - نامه ای از یک دوست 

سایت ایرانی ما خواهان آزادی فوری کیوان انصاری ، سعید درخشنده و ابوافضل جهاندار از فعالین دانشجویی می باشد . دادگاه تجدید نظر آنان باید به دادگاه محاکمه رژیم جمهوری اسلامی و سران مستبد و آدمکش آن تبدیل شود.

سایت ایرانی ما از حقوق تمام دانشجویان علی رغم گرایشات مذهبی و عقیدتی و پایگاه و نظرگاه طبقاتی آنان دفاع می نماید. فضای دانشگاه باید  از  نیروی نظامی ، شبه نظامی ، هراستی، جاسوسان رژیم پاک گردد.

باید فرصت طلبان و سازشکاران که عوامل رژیم جمهوری اسلامی در کارپردازی دانشگاه با حقوق های کلان نشسته و همدیگر با نام دکتر و پرفسور خطاب می کنند  گفت:  دانش و علم را نمی توان به بند کشید و در زیر چادر مذهب پنهان  و ازصافی های مذهبی - متافیزکی رد نمود

دانش , علم طبیعی که مخالف فلسفه خلقت ، خدا ، اسلام ، پیامبر و امام است  با هر توطئه و فریب تضاد علم با خرافات  و مذهب را  پنهان  و اندیشه افشاء گرانه  را سانسور کرد.  کثافت " بسم الله الرحمان رحیم " نمی توان در بالای هر تز تحقیقی و رساله پایان تحصیلی آورد. میان دانش ، علوم تجربی که تاریخ علتها و دیالکتیک طبیعت و تضادهای درون آن  است و فلسفه  خلقت آشتی ایجاد نمود.   

باید دستهای مخوف انگیزاسیون مذهبی و آدم سوزی گالیله وار ، از دانشگاه و مدارس عالی کوتاه شود و برای رهایی  دستها برای محک زدن اندیشه های مترقی در آزمون و تحقیق به کار آید و باید خدای آسمانی را نقد کرد و به اندیشه رهایی بشریت که مارکسیسم – لنینیسم می باشد دست یافت و دانشگاه را سنگر مبارزه  برای دانشجویان ، برای  رسیدن  به برابری کامل اجتماعی  که سوسیالسم است  تبدیل نمود و دانشجو که  کارگر کارگاه  تئوری در عمل و عمل در تئوری است با آزادی کامل برای هستی جامعه آینده  که  اجرا و برقراری  رفاه اجتماعی ، برای از بین بردن اختلافات طبقاتی و از میان بردن طبقه است ، در کنار کارگران ، دهقانان و زحمتکشان قرار گرفته و در مبارزه طبقاتی برای برپایی آن آرمان سترگ شرکت و به کار  تشکل در میان مردم دست زند.

|+| نوشته شده توسط فرزند ایران در 86/04/14  |
 از ميان سخنان مقامات رژيم اسلامی: مسابقه دروغ و خالی بندی
جمعه 8 تير، آيت الله مكارم شيرازي گفت : امر به معروف و نهي از منكر در اسلام داراي مرحله قلبي، زباني و عملي است كه مرحله عملي آن مربوط به حكومت است . جوامعي كه اين قانون را حذف كردند غرق در فساد شدند.
--------------------------
قربانعلی دری نجف آبادی ، دادستان کل کشور، روز گذشته در مشهد :  بهشتی با ساماندهی و تشکیل کمیسیون های مختلف،قانون اساسی ایران را تدوین کرد که مترقی ترین قانون اساسی جهان است . اصولی در قانون اساسی در اصل 156 تا 174 در رابطه با قوه قضائیه تدوین شده است که افتخار آفرین است! 
------------------------------------
 محمدجواد محمدي زاده ، استاندار خراسان رضوي ديشب در نشست تشكل هاي سياسي و علمي تخصصي خراسان رضوي : عشق مردم به نظام نبايد مخدوش شود.(کدام مردم؟ کدام عشق؟)
----------------------------------
احمد جنتي در نماز جمعه ديروز : مردم در سوم تير «هم‌‏قد» خود را انتخاب كردند (منظور انتصاب احمدی نژاد بعنوان رئيس جمهور است)// همين كه مفسدي را مي‌‏گيرند تلفن‌‏ها شروع مي‌‏شود. (تا حالا که اين تلفنها نتيجه خوبی برای  غارتگران مال مردم  داشته)
---------------------------------
امام جمعه اردبيل: در جهان پرهياهوي غرب كه نهاد خانواده و زنان به مظلوميت سپرده شده‌‏اند، وظيفه ماست تا اين مظلوميت را به زيباترين شكل به تصوير بكشيم.
--------------------------------------
علم‌الهدي، امام جمعه مشهد مسوولان را ملزم به خدمت به مردم دانست و گفت: امروز مساله خدمت به مردم به منزله جارو کردن جلوي پاي سپاه امام زمان(عج) است.
-----------------------------
احمدی نژاد در همایش ديروز  کارگزاران و مدیران اجرایی نظام : امروز برای همه ملت های دنیا روزنه امید و چشم انداز روشنی به جز انقلاب اسلامی ایران و این نظام مقدس وجود ندارد!. (فقط يک بيمار روانی و يا آدم حقه باز ميتواند چنين دروغی بگويد)
|+| نوشته شده توسط فرزند ایران در 86/04/12  |
 
 
بالا